بازاریابی محتوا مهمترین بخش تبلیغات اینترنتی و دیجیتال مارکتینگ

لطفا به این مطلب رای بدهید
[رای ها: 7 امتیاز: 5]

بازاریابی محتوا

بهترین استراتژی برای بازاریابی محتوا

+ رویکرد ۱۰ مرحله ای در ایجاد یک استراتژی ویژه شبکه های اجتماعی

تمام ابزارهای موجود در تکنولوژی دیجیتال مارکتینگ بدون یک استراتژی بازاریابی محتوا در هسته مرکزی ، بی فایده و بی ارزش خواهند بود. یکی از مهمترین سوالات برای هر مدیری این است که چگونه از بازاریابی محتوا بهترین نتیجه را بگیرد.

بنابراین، مدیران بازاریابی اینترنتی باید نحوه محاسبه ارزش بازاریابی محتوا و اقداماتی که برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوا مناسب باید انجام شود، را تعریف کنند. اولین قدم در ایجاد استراتژی بازاریابی محتوا، تعیین اهداف سازمانی است.

در مقاله قبلی درباره اهمیت بازاریابی محتوا در سئو صحبت کردیم، در این بخش نیز با ویرلن همراه باشید؛

محتوا باید مرتبط و با ارزش باشد. علاوه بر این، برنامه ریزی برای نحوه تولید محتوای ارزشمند ، به گروه هدف(target group) بستگی دارد. استراتژی بازاریابی محتوای واقعی اغلب نیازمند هدفگیری جمعیت خاصی است. (مثلا سن و جنسیت و دسته خاصی از افراد) بازاریابی محتوا هم می تواند یک استراتژی بازاریابی باشد و یا اینکه راهی برای واکنش به اتفاقاتی که در کوتاه مدت در فضای مجازی رخ می دهد باشد. نسل جدید رسانه های اجتماعی و بازاریابی محتوا، شرکت ها را ملزم به کرده تا مشتریان را در یک رابطه تعاملی مشغول کنند. همه شرکت ها باید مانند شرکت های رسانه ای، در شبکه های اجتماعی فعالیت کنند، به اخبار به لحظه پاسخ دهند(واکنش نشان دهند) و از بحث های موجود در اطراف آگاه باشند.

اگر شرکتی گروه هدفش را خوب بشناسد، می تواند به آسانی تعیین کند که نیازهای اطلاعاتی کابران چه هستند. بازاریابی محتوا پاسخی است به سوالاتی که مصرف کنندگان در ذهن دارند و نمیتوانند پاسخ آن را بدون کمک یک شرکت پیدا کنند. البته در حال حاضر افراد با جستجوی اطلاعات یا سرگرمی مورد نظر خود از طریق گوشی، فضای خالی اطراف را پر می کنند.

با این حال، استراتژیهای کلی و همینطور استراتژی محتوای یک شرکت است که تعریف میکند یک شرکت چگونه قصد دارد از محتوا استفاده کند تا نیازهای کسب و کار خود را برآورده کند،و این استراتژی ها هستند که تصمیمات مربوط به محتوا را هدایت میکنند و اندازه گیری آن را تنظیم میکند. مهمترین چیزی که در استراتژی بازاریابی محتوا باید انجام شود، ایجاد یک فرآیند درون شرکتی است تا کارکنان را به واکنش و ایجاد محتوا در زمان لازم برای چابک بودن، درگیر(engage) کند.

هدف از استراتژی بازاریابی ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش بیشتر برای مشتریان است یعنی چیزی بیشتر از آنچه رقبا قادر به انجام آن هستند. طرح بازاریابی استراتژیک، بازار هدف و پیشنهاد شرکت در ایجاد ارزش را بر مبنای تحلیل بهترین احتمالات بازار مشخص می کند.

 

کانتنت مارکتینگ

یک استراتژی بازاریابی محتوای موثر شامل این مواردی است:

  • شناخت جو بازار و نقاط قوت و ضعف بازاریابی

  • ایجاد یک استراتژی بازاریابی

  • ایجاد یک طرح بازاریابی

  • پیاده سازی طرح بازاریابی

  • نظارت بر موفقیت طرح بازاریابی، می باشد.

 

بازاریابی محتوا امروز اغلب با بازاریابی و تبلیغات اینترنتی، انتشار رپورتاژ آگهی در خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی همراه است.

در نتیجه، شرکت ها باید اهمیت نقش یک ناشر را بدانند و به عنوان یک رسانه عمل کنند. محتوای ارزشمند باید به عنوان یک ابزار بالقوه برای مشارکت دادن(engage) مشتری شناخته شود. با این حال، یک شرکت چگونه می تواند بداند که چه محتوایی برای مصرف کنندگان ارزشمند است، به ویژه وقتی واضح و روشن است که یک نوع محتوا همیشه به طور مستقیم برای یک شرکت مفید واقع نخواهد شد.

با این حال، بازاریابی محتوا یک کمپین کوتاه مدت نیست، بلکه یک استراتژی دراز مدت برای جذب، تبدیل و حفظ مشتریان است. استراتژی محتوای درازمدت نیاز به ابزارهایی برای مدیریت آن دارد، منظور چیزی مثل یک تقویم انتشار مطلب یا تقویم سالانه است. یک تقویم پایه ای برای داستان یک برند نیز می باشد، زیرا زمانی که افراد بیشتری در شرکت شروع به واکنش نشان دادن و گفتن داستان برند شرکت می کنند، آنها باید ابزار مناسبی در اختیار داشته و آموزش مناسبی برای برقراری ارتباط با صدای واقعی  باشند. پایدار نگه داشتن صدای یک برند(منظور شنیده شدن نام برند است)، محتوا را حرفه ای تر و قابل اطمینان تر نشان می دهد.

با این حال، مصرف کنندگان بالقوه همیشه از حضور شرکتها مطلع نیستند. به همین دلیل است که بر تبلیغات در فیسبوک، تبلیغات در توییتر، تبلیغات در لینکدین و سایر رسانه های اجتماعی مختلف تاکید می شود. در یک استراتژی، ضروری است که عناصری را برای مدیریت درست این فرآیند در نظر بگیریم. انواع مختلفی از ابزارهای اینترنتی می توانند مشتریان را به سایت هدایت کنند. برخی از مشتریان از توییتر پیروی می کنند، یکی دیگر Facecook را دوست دارد و شخصی دیگر وبلاگ ها و سایت های خبری را می خواند. داشتن چندین ابزار اینترنتی برای کسب رضایت گروه های مختلفی از مشتریان نیز مفید است.

به گفته جفرسون و تانتون ، یک رویکرد ۱۰ مرحله ای برای استراتژی شبکه های اجتماعی وجود دارد که باید به آنها توجه داشته باشید و انها را همزمان انجام دهید.

مراحل:

  1. روشن بودن (واضح) اهداف

  2. شناخت یک زمینه تجاری

  3. شناخت مشتریان

  4. دانستن چیستیِ محتوا

  5. تشخیص نقاط قوت و داشتن دید نسبت به محتوا

  6. تنظیم تعهد و برنامه محتوا

  7. تنظیم پلت فرم ها و ابزارها

  8. سازماندهی ایجاد محتوا

  9. ارزیابی

  10. اصلاح استراتژی محتوا در طول زمان.

برندینگ و بازاریابی محتوا

در یک استراتژی، لازم است که برنامه ای تعریف شود تا بر اساس آن محتوا ایجاد شود(چندوقت یک بار) و افرادی برای تولید محتوا اختصاص داده شود. برای افرادی که محتوا را ایجاد می کنند، باید نقش ها و مسئولیت هایی را در نظر گرفت، و برنامه زمان بندی ای برای انجام وظایف، و همچنین مقررات و دستورالعمل هایی نوشته شود. علاوه بر این، توصیه می شود که تاریخی برای تولید و انتشار محتوا مشخص شود.

 

ارزیابی بازاریابی محتوا

ده عنصر مختلف که شرکت ها می خواهند به دست آورند:

  • افزایش فروش

  • تعامل با برند (engagement)

  • وفاداری به برند

  • آگاهی از برند

  • و کسب مشتری

علاوه بر این، لحن کلمات اهمیتی بسیار دارد، زیرا می تواند بر تمام اهداف ذکر شده تاثیر گذارد، مثلا افزایش آگاهی برند (برندینگ) و کمک به خرید مشتریان جدید.

معیارهای بازاریابی محتوا را می توان به چهار نوع تقسیم کرد:

  • معیارهای مصرف

  • معیارهای به اشتراک گذاری

  • معیارهای تولید مشتری

  • معیارهای فروش

معیار مصرف نشان می دهد که چه تعداد افرادی، یک داستان را مشاهده کرده اند. معیارهای مصرف کمک می کنند تا آگاهی از برند و ترافیک را در وب سایت اندازه گیری شود. معیارهای به اشتراک گذاری به معنای این است که چه محتوایی اغلب با دیگران به اشتراک گذاشته می شود. این شماره ها برای اندازه گیری آگاهی و مشارکت برند کمک می کنند. معیارهای تولید مشتری می توانند نشان دهند که چگونه هدایت از طریق محتوا حاصل می شود. معیارهای فروش استفاده می شوند تا نشان دهند که چه مقدار پول از طریق محتوا بدست می آید. این کار ممکن است سخت ترین اندازه گیری باشد، اما در نتیجه مشخص می کند که محتوا تا چه اندازه بر اهداف فروش و کسب مشتری تاثیر گذارد است.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *